باز کوره داغ آتشفشان، لرزش تب گونه یخ، گونه های شراره زده، چشمان آبی منتظر، بوسه داغ غبار بر لبان مه و حضور مثالی تو و سایه دستهای پروازت برپیشانی تب زده خورشید. چه سایه وار و چه خوش آمدی غریب آشنا. اینک جان گرفتم.
یکشنبه 86 آذر 25
, ساعت 10:44 عصر |[ پیام]