1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشيو شده ها]
به الياس گفتم خوبي؟ گفت خوبم. خدا رو شکر. گفتم خوب خوب؟ گفت آره خب. و بعد شروع کرد که اگه خوب فکر کني همه چي خوبه؛ و قس...
 يکشنبه 30 تير 1387 , ساعت 11:10 عصر |[ پیام]

ياد اون روزايي به خير که براي حـ...ـمه کامنت گذاشتم و گفتم بزرگ‏ترين اشتباه من اين بود که وبلاگم رو به ... نشون دادم. ياد اون روزايي به خير که هيچ‏کي نمي‏دونست من ميرم کافي‏نت چه غلطي مي‏کنم.


 يکشنبه 30 تير 1387 , ساعت 11:7 عصر |[ پیام]

زنگ زدم به الياس. کلي باهاش حرف زدم. سوار موتور بود. يه چيزي گفت خنديدم؛ گفت: خيلي وقت بود اين‏جوري نخنديده بودي. يعني اينقده ضايعم من؟ که الياسي که شش ماه يه بار هم با هم حرف نمي‏زنيم اين‏جوري ميگه.


 يکشنبه 30 تير 1387 , ساعت 11:6 عصر |[ پیام]

خواندم؛ همه را. بي‏انصافي. همين.


راستي! چشم.


 پنجشنبه 20 تير 1387 , ساعت 5:47 عصر |[ پیام]
قول نمي‌دم تا اون‌وقتي که تو مي‌خواي، کاري براي تو داشته باشما!
 پنجشنبه 20 تير 1387 , ساعت 2:12 عصر |[ پیام]

يک آرزو: کاش با لايو رايتر يا اسکرايب‌فاير مي‌شد پارسي‌بلاگ‌نويسي کرد.


 سه‏شنبه 18 تير 1387 , ساعت 2:31 عصر |[ پیام]
مي‌نويسم تا بيايي. ننوشتم هم بيا. بيايي هم مي‌نويسم.
 سه‏شنبه 18 تير 1387 , ساعت 2:29 عصر |[ پیام]
ترکستان
 پنجشنبه 13 تير 1387 , ساعت 12:29 صبح |[ پیام]
از ما ديگه گذشته؛ خيلي چيزا؛ باور کن؛ باور مي‏کني.
 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 8:15 عصر |[ پیام]

خواب که باشم، خوش‏بخت‏ترينم.


 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 8:7 عصر |[ پیام]

تازه اون کفشه رو گرفته بودم. با بابا رفتيم گرفتيم. تا ماه مبارک هم مي پوشيدم. الان هم پشت اون در گذاشته. اسماعيل! حوصله ندارم. حوصله که نه! تاب ندارم. تاب يادآوري خاطراتي که جز درد چيزي ندارن. بي‏خي.


 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 8:4 عصر |[ پیام]

يادته اون شب بيرون نشسته بوديم و شام سيرابي خورديم؛ و پشه فراوون بود؟ يادگار عروسي تو بعد از دو سال، روي پامه! ساق پام پر زخمه! بعد از دو سال. مي فهمي يعني چي؟


 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 8:1 عصر |[ پیام]

مي بيني اسماعيل! يادته کي عروسي کردي؟ آره؟ همون سالي که من تابستونش لامرد بودم. يعني الان دو سال شده. تو دو ساله ازدواج کردي. و چند بار با خانومت دعوات شده؛ اما من هنوز يادگار عروسي تو رو دارم!


 سه‏شنبه 4 تير 1387 , ساعت 7:59 عصر |[ پیام]
روي از جفا بگردان...
 دوشنبه 3 تير 1387 , ساعت 3:1 صبح |[ پیام]
ششسشي نبفلرا بتهنمم تکبگرشيسکي گبفلتانت. آنخمهک رگوشزس تيوبللدامت بنومدک. مهم‏ترين مسئله‏ي امروزم.
 يکشنبه 2 تير 1387 , ساعت 1:3 صبح |[ پیام]
   1   2   3   4   5   >>   >
   [آرشيو شده ها]